در میان هیاهوی اطفای حریق و تلاش بیوقفه آتشنشانان عزیز، صحنهای توجهم را به خود جلب کرد؛یک مادر و فرزندش که با نگرانی و اضطراب، از دور چشم از یکی از آتشنشانان برنمیداشتند.
بعد از پایان مأموریت،از آقای حمید یاوری درباره این صحنه پرسیدم و پاسخ زیبایی شنیدم؛ آن مادر و فرزند،همسر و فرزند خود ایشان بودند که برای حضور در اجتماع بوستان والفجر در محل حضور داشتند و با دیدن آقا حمید،خودشان را به محل رسانده بودند تا از دور،نگران و دلواپس قهرمان زندگیشان باشند.
شاید برای ما،آتشنشان فقط همان مردی باشد که با شجاعت وارد دل حادثه میشود؛اما پشت هر لباس آتشنشانی، خانوادهای ایستاده که هر بار با شنیدن صدای مأموریت،دلش میلرزد و چشمانتظار بازگشت عزیزش میماند قهرمانی فقط به دل آتش زدن نیست؛ گاهی قهرمانی،صبر همسر است، نگرانی یک فرزند است، و دعای خانوادهای که چشمبهراه سالم برگشتن عزیزش هستند.
رسانه خبری مسعودیه از صمیم قلب خداقوت میگوید به همه آتشنشانان فداکار و تلاشگران این سازمان؛مردانی که برای نجات جان و مال مردم،آسایش خود را به خطر میاندازند.
و در کنار آنان،دست مریزاد و سپاس ویژه داریم برای خانوادههای صبور و فداکاری که پشت این قهرمانان بیادعا ایستادهاند؛خانوادههایی که شاید لباس آتشنشانی برتن نداشته باشند،اما در هر مأموریت،بخشی از اضطراب و دلهره آن را با جان و دل تحمل میکنند خدا قوت به آتشنشانان عزیز و خانوادههای قهرمانشان؛
سایهتان مستدام و بازگشتتان همیشه به سلامت















